|
اگر مال به جاي اسراف توسط صاحبان آن، به مالكان اصلي آن يعني فقرا و نيازمندان داده شود، استعدادها و توان اقشار ضعيف در جامعه به جريان ميافتد و سيل عظيمي از ثروت توليد خواهد كرد در حالي كه اسراف فقط اموال را ضايع و تباه ميكند.
**************************************************** بيشتر لغتدانان، اسراف را به معناي تجاوز از حد اعتدال و «قصد» ترجمه كردهاند (ر.ك: مجمع البحرين، المفردات و لسان العرب) در روايتي، امام علي (ع)، اسراف را عبارت از آنچه كه فراتر از حد كفاف باشد دانسته است (حكيمي، 1386، ج4: 191). اسراف هم در مصرف و هم در انفاق و سرمايهگذاري مردود است و در هر امري بايد حد اعتدال حفظ شود. از مالي كه فرد به دست مي آورد فقط به اندازهي كفاف خود ميتواند مصرف كند و آن قدري كه مازاد بر كفاف او باشد، مال او نيست بلكه امانت الهي است و بايد در محلي كه شرع تعيين كرده صرف شود. بنابراين كسي كه در مصرف مال اسراف ميكند، در واقع در مال ديگران تصرف كرده است و اين مصداقي از «اكل مال بباطل» و ظلم به ديگران است. اسراف، علاوه بر اينكه شرعاً حرام است، اثرات نامطلوبي بر رشد و توسعهي اقتصادي دارد. اسراف باعث هدر رفتن منابع و امكانات ميشود در حالي كه ميانهروي و اعتدال در مصرف، مال و ثروت را زياد ميكند. امام علي عليه السلام: القصد مثراه و السرف متواه (حكيمي، 1386، ج 4: 314) امام علي عليه السلام: الاقتصاد ينمي القليل و الاسراف يفني الجزيل (حكيمي، 1386، ج4: 348) اگر مال به جاي اسراف توسط صاحبان آن، به مالكان اصلي آن يعني فقرا و نيازمندان داده شود، استعدادها و توان اقشار ضعيف در جامعه به جريان ميافتد و سيل عظيمي از ثروت توليد خواهد كرد در حالي كه اسراف فقط اموال را ضايع و تباه ميكند و فاصله طبقاتي را بيشتر ميكند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در حديثي ميفرمايند: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم: اياكم و السرف في المال و النفقه و عليكم بالاقتصاد فما افتقر قوم قط اقتصدوا (حكيمي، 1386، ج4: 268) خداوند در آيات 150 و 151 سورهي شعرا مؤمنين را از توجه كردن و همنشيني با مسرفين نهي ميكند: فاتقوا الله و اطيعون* و لا تطيعوا امر المسرفين* الذين يفسدون في الارض و لا يصلحون (شعراء/ 150- 152) علامه طباطبايي در تفسير اين آيه ميگويد: از خدا بپرهيزيد و امر مسرفان را اطاعت مكنيد، براى اينكه ايشان مفسد در زمينند و اصلاحگر نيستند و معلوم است كه با افساد، هيچ ايمنى از عذاب الهى نيست و از سوى ديگر او عزيز و انتقام گيرنده است. (طباطبايي،1374، ج 15: 430) اطاعت از مسرفان ميتواند به معني تقليد از آنان در امر اسراف باشد. بنابراين در جامعه اسلامي، مسرفين بايد منزوي و مطرود باشند و مردم نبايد گرد آنها جمع شوند و به سخنانشان گوش دهند و امرشان را اطاعت كنند چون اينان در زمين فساد ميكنند نه اصلاح. از اينجا ميتوان نتيجه گرفت كه اسرافكردن، نوعي فساد در زمين است و مسرف، مفسد است و وجه اين قول همان است كه قبلا ذكر شد كه مسرفين، منابع و امكانات جامعه را هدر ميدهند بي آنكه نفعي به جامعه رسانده باشند. اسراف فقط در جنبهي فردي نيست، جنبهي عمومي و دولتي هم دارد. مقام معظم رهبري در اين باره ميگويند: اسراف فقط در زمينهى فردى نيست؛ در سطح ملى هم اسراف ميشود. همين برق و انرژى كه گفتيم اسراف ميشود، بخش مهمى از اين اسراف در اختيار مردم نيست؛ در اختيار مسئولين كشور است. اين شبكههاى ارتباطاتى، شبكههاى انتقال برق، سيمهاى برق، اينها وقتى فرسوده بشود، برق هدر ميرود. برق را توليد كنيم، بعد با اين شبكهى فرسوده آن را هدر بدهيم، كه بخش مهمى هدر ميرود. يا شبكههاى انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر ميرود. اينها اسرافهاى ملى است. (1/1/1388) بنابراين، دولت هم موظف است از اسراف در جامعه جلوگيري كند. اين جلوگيري از اسراف در دو زمينه است: يكي جلوگيري از اسراف در بدنهي دولت و در خدمات و توليدات دولتي و يكي جلوگيري از اسراف توسط شهروندان از طريق برنامههاي فرهنگي يا سياستهاي اقتصادي مثل گرفتن ماليات يا جريمه از مسرفين و توزيع آن بين اقشار كمدرآمد. بنابراين دولت و مسئولان دولتي نقش بسيار مهمي در جلوگيري از اسراف در سطح ملي دارند و رسيدن به سطح مطلوبي از پيشرفت و توسعه مستلزم تحولات جدي در ساختارهاي دولتي در زمينهي جلوگيري از اسراف است.
|